شهید آیت الله حاج شیخ بهاءالدین محمدی عراقی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

معرفی  شهدای حقوق دان استان کرمانشاه

*حضرت امام خمینی(ره) : "شهید نظرمی کند  به  وجه الله"       

*مقام معظم رهبری(مدظله العالی) : "زنده  نگه داشتن  یاد و خاطره  شهدا  کمتراز شهادت  نیست"

25384_562.jpg

 

الف)اطلاعات فردی

نام  و نام خانوادگی: جعفر بهاءالدین محمدی عراقی

نام پدر:آیت الله حاج شیخ محمد باقر محمدی عراقی

تاریخ تولد:۱۳۰۷

محل تولد:کنگاور

تحصیلات:حوزوی

ب)اهم مسئولیت ها:

دادستان انقلاب اسلامی کرمانشاه

حاکم شرع

امام جماعت مسجد اعتمادی کرمانشاه

پ)اطلاعات شهادت

تاریخ شهادت:۱۳۶۰/۵/۲۰

محل شهادت:کرمانشاه

نحوه شهادت:ترور توسط منافقین کوردل

محل دفن:کنگاور

وصیت  نامه  شهید:-----

 

زندگی نامه شهید از تولد  تا شهادت

"حاج بهاء" در هفتم صفر ۱۳۴۷ ه.ق، هم‌زمان با ميلاد امام موسي كاظم(ع) مصادف با سال ۱۳۰۷ ه.ش در کنگاور کرمانشاه در خانواده ای با چند نسل سابقه و اعقاب روحانی و عالم بدنیا آمد. ایشان مدتي نزد پدرش، "حاج آقا بزرگ"، به فراگيري دروس ادبيات عربي پرداخت و در سال ۱۳۲۱ هجری شمسی با اهتمامی که پدر به ادامه تحصیل ایشان داشت در سن ۱۶ سالگی رهسپار حوزه علمیه قم گردید و بعد ها از شاگردان ممتاز حضرات آیات عظام "بروجردی"، "اراکی"، "محقق داماد" و امام خمینی (ره) گردید.

از سوي ديگر، چون مرحوم حاج آقا بزرگ، از ياران امام(ره) به شمار مي‌رفت، شهيد محمدي عراقي، نیز به موازات تحصيل علم و معرفت، به جرگه ياران نزديك امام(ره) پیوست. از خدمات شهيد محمدي عراقي مي‌توان به "تقريرات درس اصول فقه حضرت امام خميني(ره)"، "تأسيس كتابخانه‌اي براي عموم مردم كرمانشاه"، "تدريس و تحقيق در حوزه‌هاي علميه قم وكرمانشاه" و "تشكيل كلاس‌هاي علمي و جلسات پرسش و پاسخ علوم ديني در بين جوانان و نوجوانان" اشاره كرد.

اقامت حاج آقا بهاء در شهر مقدس قم تا سال ۱۳۴۶ شمسی به درازا انجامید و در این سال، حسب الامر "حضرت امام خمینی(ره)" و "آیت الله العظمی حکیم" و بنابر درخواست و دعوت جمعی از مردم مومن و خونگرم به کرمانشاه بازگشت و به دلیل نیاز شدید شهر و استان کرمانشاه به وجود ایشان، به حضرت "آیت الله اشرفی اصفهانی" (که به فرمان حضرت آیت الله العظمی بروجردی از سال ۱۳۳۰ ساکن کرمانشاه شده بودند) پیوست و در "مدرسه علمیه آیت الله بروجردی" به تدریس سطوح عالیه فقه و اصول و نیز در "مسجد اعتمادی" کرمانشاه به اقامه نماز جماعت، تفسیر قرآن و ترویج مکتب اهل بیت علیهم السلام و تبیین اندیشه های انقلابی امام خمینی(ره) پرداخت. ایشان در اداره امور مسجد اعتمادي در يكي از فرعي‌هاي خيابان خيام کرمانشاه، بداعت‌هاي زيبايي از خود به جا گذاشت كه امروز با وجود گذشت بيش از چهار دهه از آن دوران، هنوز هم مي‌تواند به كار نهادهايي همچون ستاد اقامه نماز و شايد شوراي سياستگذاري ائمه جمعه و جماعات بيايد.

شهید عراقی نسبت به جوانان علاقه خاصی داشت و هنوز مدت کوتاهی از حضور او در کرمانشاه نگذشته بود که مسجد اعتمادی پاتوق جوانان منطقه شد بطوریکه اگر چند دقیقه دیرتر به مسجد می رسیدی دیگر جایی برای نماز یافت نمی شد در حالیکه بسیاری از حاضران یا اغلب نمازگزاران را جوانان تشکیل می دادند و چه بسیار اتفاق می افتاد که ایشان دست جوانان سرکوی و برزن را که علایق دینی هم نداشتند می گرفت و با خوش مشربی و جذبه اخلاقی و روحانی خود آنها را تا آخر عمر مشتری مسجد و محراب می کرد؛ تا جاییکه بسیاری از جوانان متدین برآمده از مسجد اعتمادی که بسیار کوچک و تقریبا محقر هم بود امروزه از مدیران و صاحب نامان متعهد جامعه اسلامی در عرصه های خدمت و تلاش استان و کشور هستند.

او از شاگردان و پيروان خاص امام(ره) بود كه صرف نظر از تحصيل دانسته‌هاي علمي و نظری در محضر ایشان از طريق تكثير و نشر اعلاميه‌ها و نوارهاي سخنراني‌های ایشان در بين توده‌ ها، در روشنگري مردم نقش بسزايي داشت. ایشان پس از نهضت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۲ و قیام خونین ۱۵ خرداد، مانند دیگر شاگردان و پیروان خاص امام خمینی(ره) در ترویج و تبلیغ و روشنگری مردم و دفاع از اندیشه ها و مکتب استادش سر از پا نمی شناخت و پس از درس امام به حوزه درسی دیگری نپیوست. او در دوران تبعيد امام(ره) در كنار آيت الله اشرفي اصفهاني و ساير نيروهاي انقلابي نقشي محوري در رهبري مبارزات علیه رژيم پهلوي داشت و به خاطر همين مبارزات، شبانه همراه شهيد اشرفي اصفهاني دستگير و به زندان كميته ضد خرابكاري در تهران منتقل شدند و تا پیروزی انقلاب در زندان بودند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و علیرغم توسعه دامنه فعالیتهای شهید، ایشان ضمن تدریس در حوزه، به اقامه نماز جماعت در مسجد اعتمادی می پرداخت. قبل از آغاز جنگ تحمیلی که رژیم بعث عراق با چراغ سبز امپریالیسم آمریکایی برای ایجاد مشکلات در مرزهای غربی کشور مزدورانی را تحریک کرده بود، شهید عراقی با اقدامات موثر و روشنگری و فعالیتهای مردمی و همکاری با ارگانهای انقلابی لحظه ای از پای ننشست و پیوسته برای نظم و آرامش و رسیدگی به آوارگان و مبارزه با اخلالگران و مزدوران دشمن تلاش می کرد و به نمایندگی از سوی حضرت امام و آیات عظام و مراجع تقلید برای سرپرستی و سرکشی و رفع مشکلات اقدام می نمود و به دلیل اعتماد خاص امام به ایشان برای مبارزه با ضد انقلاب در آن زمان با حکم امام امت به عنوان "حاکم شرع" منصوب شد.

در جریان جنگ تحمیلی، فعاليت گسترده شهيد محمدي عراقي در بسيج نيروهاي رزمنده و همكاري مستمر با نيروهاي مسلح، رسيدگي به آوارگان و مهاجران جنگ تحميلي، پشتيباني از جبهه‌ها و مناطق جنگزده استان‌هاي كرمانشاه، كردستان و ايلام هنوز از اذهان مردم غيور اين خطه فراموش نشده است. وي بارها به تنهايي يا به همراه شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني از مناطق و مواضع رزمندگان جان بر كف سپاه اسلام در جبهه‌هاي غرب ديدار ‌كرد و با سخنان خود موجب تقويت روحيه رزمندگان اسلام ‌شد.

بعد از سي‌ام خرداد سال ۱۳۶۰ و آغاز جنگ مسلحانه، عده زيادي از مسؤولين كشور و مردم و كسبه كوچه و بازار، در سلسله عمليات‌هاي تروريستي سازمان منافقين به شهادت رسيدند. دامنه اين ترورهاي كور فقط به پايتخت محدود نشد و تمامي ايران را دربرگرفت. 

در توضیح بیشتر نحوه شهادت ایشان باید گفت که در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در کرمانشاه به دلیل تخلفات فراوان گروهکها و تصرف فرمانداری توسط جوانان حزب اللهی درسال ۱۳۵۹ نتایج انتخابات ابطال گردید و لذا انتخابات در این شهر در فرصت بعدی سال ۶۰ برگزار گردید .گروهک منافقین و سایر گروهکها آنچنان فضاسازی تخریبی بر علیه نیروهای وفادار به نظام ایجاد میکردند که کمتر کسی از چهره های شاخص به میدان رقابت انتخاباتی وارد میشد. در چنین شرایطی زمانی که روحانیت معظم شهر تصمیم گرفتند عالم جلیل القدر حاج آقا بهاءالدین عراقی را برای کاندیداتوری مطرح کنند، ایشان در مواجه با این موضوع میفرمایند: "من برای انجام تکلیف الهی ام می آیم و خوف این را دارم اگر به میدان نیایم و این گروهکها راهی مجلس اسلامی شوند جواب پیامبر اکرم (ص) را چه بدهم؟" او در عرصه انتخابات برای انجام تکلیف الهی وارد شد...

 در دور اول انتخابات اولین دوره مجلس، کسی به مجلس راه پیدا نکرد و انتخابات به مرحله دوم کشیده شد و عالم شهید عراقی به اتفاق پنج نفر دیگر به دور دوم راه یافتند. از آن پنج نفر، دو نفر کاندیدای گروهک منافقین بودند. منافقین که حضور حاج آقا بهاءالدین عراقی را برای خود بسیار خطرناک می دیدند و پیش از این نیز بارها به خاطر فعالیتهای موثر، او را تهدید کرده بودند، در همین زمان نقشه ترور او را طراحی و اجرا کردند. . تیم ترور سازمان منافقین در شامگاه بیستم مرداد ماه ۱۳۶۰ برابر با دهم شوال ۱۴۰۱ در حالیکه انتخابات به دور دوم کشیده شده بود و ورود ایشان به مجلس شورای اسلامی قطعی به نظر می رسید، طی عملیاتی تروریستی زمانی که ایشان بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء به اتفاق پدر بزرگوارشان حاج آقا بزرگ عراقی (نماینده حضرت امام(ره) و امام جمعه کنگاور) و دو فرزندشان از مسجد اعتمادی بسمت منزل عزیمت می نمودند به آنان حمله کردند و ایشان و یکی از محافظین حزب اللهی اش شهید والامقام "علیرضا یوسف پور" را نا جوانمردانه به شهادت رساندند و پدر بزرگوار ایشان و یکی دیگر از محافظین را نیز مجروح نمودند.

به روایت حاضرین، زمانی که پیکر شهید والامقام حاج آقا بهاء الدین عراقی در غسالخانه غسل داده میشد واضح بود که حد فاصل سینه این عالم که محل انس با خدا و سر ایشان که محل تفکر در راه انجام وظیفه الهی بود، "بیش از ۱۸ گلوله مسلسل یوزی" اصابت کرده بود. او تکلیف الهی اش را انجام داد و در این راه تا رسیدن به مقام والای شهادت ایستاد و به مقام "عند ربهم یرزقون" دست یافت. پيكر او در مقبره خانوادگي ايشان معروف به "قبر آقا" در كنار گلزار شهداي كنگاور به خاك سپرده شد.

ایشان اولین شهید روحانی استان کرمانشاه بودند. روز شهادت این شهید والا مقام، "روز ملی کنگاور" نامیده شده است.

میانگین امتیاز داده شده: +

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.